عباس اقبال آشتيانى

419

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

قتل شيخ ابو اسحاق در 758 - امير مبارز الدّين كه از دست‌اندازيهاى متوالى شيخ ابو اسحاق و كسان او بكرمان و يزد متغير شده بود بالاخره عازم تسخير شيراز و برانداختن امير شيخ ابو اسحاق گرديد و در 754 پسر خود شاه شجاع را به وليعهدى خويش منصوب نموده با او به طرف شيراز حركت كرد . چون خبر لشكركشى او بفارس رسيد شيخ ابو اسحاق عضد الدين ايجى عالم بزرگ معروف را به صلح‌خواهى از شيراز روانهء خدمت امير مبارز الدّين كرد . امير مبارز الدّين قاضى عضد را احترام - فوق‌العاده كرد و پنج‌هزار دينار جهت مخارج اقامت او و ده هزار دينار جهت همراهان او تقديم داشت و شاه شجاع پيش قاضى به مذاكرهء مسائل علمى مشغول شد ولى درخواست صلح ابو اسحاق را نپذيرفت و گفت كه امير شيخ تاكنون هفت‌بار نقض عهد كرده و به پيمان او اطمينانى نيست . قاضى عضد الدّين بدون حصول نتيجه بشيراز برگشت و امير مبارز الدّين از راه فرك و طارم به طرف شيراز سرازير گرديد و در صفر 754 بحدود آن شهر نزول نموده شيراز را در محاصره گرفت . محاصرهء شيراز شش ماه طول كشيد و با اينكه در آن ضمن امير مبارز الدّين ناخوش شد و پسرش شرف الدّين مظفر نيز مرد از پاى ننشست و كوشيد تا بالاخره در سوم شوال شهر را گرفت و شيخ ابو اسحاق در ايام محاصره بيشتر اوقات را به بيخبرى و مستى و عيش و عشرت مىگذراند و از اهل شهر نيز جماعتى از اين حركات او بجان آمده باطنا با امير مبارز الدّين ساختند و يكى از دروازه‌هاى شهر را بر روى لشكريان او گشودند . شيخ ابو اسحاق از شيراز گريخت و از شيخ حسن ايلكانى كمك طلبيد . شيخ حسن از بغداد دو هزار نفر به كمك او فرستاد ولى ايشان را هم شاه شجاع منهزم كرد و شيخ ابو اسحاق ناچار باصفهان پناه برد و پسر ده‌ساله و جمعى از سران لشكريش بدست مظفريان افتادند و ايشان آن عده را كشتند و فارس به اين ترتيب مسخر آل مظفر گرديد . امير مبارز الدّين شاه شجاع را به حكومت كرمان فرستاد و خود در شيراز اقامت كرد تا از طرفى ساير نواحى فارس را نيز مسخر خود كند و از طرفى ديگر اگر شيخ ابو اسحاق بعزم انتقام در حركت آيد از او جلوگيرى نمايد . در سال 755 امير مبارز الدّين خواهرزادهء خويش شاه سلطان را در